کد خبر: ۵۳۳۱۵۲
تاریخ انتشار: ۱۲ آذر ۱۳۹۶ - ۱۱:۵۵ 03 December 2017
علی اکبر قیومی
(مدیر مرکز توسعه فناوری آب در پارک علم و فناوری یزد)

با پیشرفت ابزارهای کاوش و پایش در سال های اخیر، فناوری های مرتبط با تعیین و تخمین معادن تحت الارضی و به طور خاص منابع آب های ژرف توسعه یافته است. بر این اساس در ایران نیز اخیراً کاوش و کنکاش در این دسته از منابع آبی مورد توجه دستگاه های دولتی و حتی بخش خصوصی بوده و مطالعات و گمانه زنی های فنی نسبتاً فراوانی در این حوزه صورت گرفته است. نتایج حاصل از این پژوهش ها علاوه بر ایجاد امیدواری، نگرانی هایی را نیز در میان برخی از کارشناسان مدیریت منابع آبی، فعالان زیست محیطی و علاقمندان به توسعه و آینده ایران عزیز به وجود آورده است.
یقیناً مطالعه، تحقیق و تفحص برای شناسایی منابع جدید آب، امری لازم و سودمند است و باید با قدرت و بدون وقفه و تردید ادامه یابد. اما آنچه در این میان زنگ های هشدار و خطر را به صدا در می آورد نوع و نحوه نگاه به این منابع و هراس از بر باد رفتن آنها و عمیق تر شدن ابعاد بحران کنونی آب در دهه های آتی است.
در خصوص آب های ژرف، ملاحظاتی راهبردی و از جنس سیاست گزاری وجود دارد که برای دست یابی به درک بهتری از این موضوع و تصور صحیح از نسبت آن با مسائل کنونی ما در بخش آب و از همه مهم تر، آینده آب در فلات خشک ایران شایسته توجه و تأمل است. پیش از شروع جدی بهره برداری از این مخازن لازم است با دقت و به شایستگی به دغدغه ها و پرسش هایی همچون موارد زیر پاسخ گفت.

-    آیا آب های ژرف نیز به سرنوشت دیگر منابع آبی کشور دچار نخواهد شد؟
دغدغه اصلی و اساسی بسیاری از فعالان زیست محیطی و کارشناسان حوزه آب، آن است که این منابع احتمالی (که البته هنوز اطلاعاتی کافی و کامل از حجم و کیفیت و خصوصیات احتمالی مخازن آنها وجود ندارد) به سرنوشت دیگر منابع آبی کشور مبتلا گردد. وضعیت کنونی بسیاری از رودخانه ها، تالاب ها، قنوات، دریاچه های داخلی و به طور خاص منابع آب زیرزمینی به خوبی نشان می دهد که ما مدیران و مصرف کنندگان شایسته ای برای آب های پربهای سرزمین خود نبوده ایم. به ده ها دلیل و بر اساس شواهد آشکار و غیر قابل انکار، ساختار حاکمیتی و نظام حکمرانی آب در کشور ما، ناکارآمد بوده و در بحران کنونی گریبانگیر آب، مقصر است. البته در میان دلایل ضعف عملکردی سیستم مدیریت منابع آبی کنونی نباید نقش فشارهای مردمی و سیاسی بر بدنه نظام مدیریت حرفه ای و تصمیم سازی های کارشناسی را نادیده گرفت.
در چنین حالتی، فرض کنیم که منابع جدیدی مانند آب های ژرف نیز به حجم آب های در دسترس ما اضافه گردد. آیا به طور طبیعی و بر اساس روال کنونی، آن را نیز به هدر نخواهیم داد؟ چرا باید بیاندیشیم که این منابع محدود و احتمالی، ما را از بحران فراگیر فعلی نجات خواهد داد؟ منابع آب های ژرف (که البته هنوز دانش ما در مورد آنها بسیار اندک و غیر قابل اتکاست) در بهترین حالت، بحران کنونی حوزه آب را برای سال هایی به تأخیر خواهد انداخت و به هیچ روی درمانی بلند مدت برای عدم تعادل و بیلان منفی منابع آب های زیرزمینی کشور به حساب نمی آید.
مشکلات بزرگی که ایران امروز در حوزه آب احساس کرده و تجربه می کند، همه سطوح و صنوف جامعه را متوجه کمبود جدی منابع آبی ساخته و تلاش هایی را برای حرکت به سمت مدیریت مصرف و بهینه سازی آن باعث شده است. در واقع ما اندک اندک متوجه شده ایم که مشکل اصلی در "حجم منابع" نیست بلکه در "شیوه مدیریت" و "نحوه مصرف" است. در چنین شرایطی اگر احساس شود که منابعی جدید و بزرگ از آب کشف شده است، بدون تردید و با توجه به تجارب قبلی، فرض کنونی محدودیت و ارزشمندی منابع از میان خواهد رفت و در نتیجه تلاش های فعلی که معطوف به بهره وری و مدیریت مصرف است، تعطیل خواهد شد. در چنین حالتی، مصرف بی رویه و مدیریت معیوب کنونی، در ادامه مسیرهای گذشته،منابع جدید آبی را نیز تباه خواهد ساخت.

-    آیا ابعاد و اطراف حقوقی، زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی آب های ژرف را به خوبی دیده ایم؟
از سوی دیگر باید توجه داشت کشفیات جدید در حوزه آب های ژرف از ابعاد گوناگون فنی، مدیریتی، حقوقی، اقتصادی و اجتماعی برخوردار است که لازم است قبل از ارائه هرگونه تحلیلی از این ماجرا و یا مطرح ساختن آن در افکار عمومی و امیدآفرینی در این باره مورد توجه قرار گیرد.
به اعتقاد همه کارشناسان از نقاط ضعف عمده نظام مدیریت منابع آب در ایران، "بخشی نگری" یعنی نگاه یکجانبه به موضوع آب و غفلت از جوانب زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی آن است. باید در قالب برنامه ای هدفمند و کارشناسانه تلاش کرد منابع آب های که هنوز در مرحله شناسایی و اکتشاف قرار دارند از این آسیب بزرگ در امان بمانند. (البته باید انصاف داد که "بخشی نگری" آفتی رایج در ساختار مدیریتی کشور است و به بخش آب اختصاص ندارد.)
منظور آنکه بهره برداری از آب های ژرف به یک نظام جامع حقوقی، مالکیتی و ارزش گذاری نیازمند است و لازم است جوانب اجتماعی آن نیز به درستی سنجیده شود. علاوه براین به طور قطع، استفاده از منابع آب های ژرف با عوارض زیست محیطی همراه خواهد بود که هنوز تصویر درستی از آن ترسیم نشده است. نکته دیگر آنکه چنانچه آب های ژرف، منابعی تجدید ناپذیر به حساب آیند (که هنوز دانش ما در این باره کامل نیست) در بهره برداری از آنها باید بسیار دقیق تر نسبت به سفره های تجدید پذیر اقدام نمود. در نتیجه استفاده از آب های ژرف قبل از اطمینان یافتن از ابعاد زیست محیطی آن و تدوین برنامه ها و استانداردهایی برای مدیریت آن، چندان معقول به نظر نمی رسد.  

-    آیا با دانش محدود کنونی، مجاز به امیدآفرینی در جامعه هستیم؟
علی رغم پیشرفت های صورت گرفته و با تأکید بر ضرورت توسعه دامنه تحقیقات در حوزه آب های ژرف، لازم است بدانیم هنوز دانش ما در مورد این دسته از منابع آبی بسیار محدود و در خیلی از موارد غیر قابل استناد است. حجم و عمق اینگونه از مخازن در جای های مختلف، دما و سختی آب از جمله فاکتورهای تعیین کننده ای است که باید روشن تر شود. علاوه بر این ترکیبات محلول در این منابع که حتی ممکن است آنها را غیر قابل استفاده سازد، بسیار حائز اهمیت است. بر این اساس در حال حاضر قضاوت قطعی درباره این گروه از مخازن آبی اندکی عجولانه به نظر می رسد.
علاوه بر این ممکن است استخراج، تصفیه و تبرید احتمالی آب های ژرف با فناوری های کنونی چندان مقرون به صرفه های اقتصادی به ویژه در نظام کنونی کشاورزی ایران نباشد.  غالب کارشناسان معتقدند که باید در این زمینه صبورتر بود و بدون دست یابی به نتایج قطعی کارشناسانه، از امیدآفرینی و ایجاد توقع که به صورت ناخودآگاه مصرف بیشتر آب را در پی خواهد داشت، خودداری نمود.    

-    سهم آیندگان چه خواهد بود؟
اگر از منظر ادبیات توسعه پایدار و با ملاحظه محیط زیست، توان اکولوژیک و آینده حیات و توسعه در کشور به موضوع آب های ژرف بنگریم، مسائل دیگری آشکار خواهد شد که باید برای آنها پاسخ هایی متناسب یافت.
چنین فرض کنیم که در ایران تشنه امروز، به ناگاه منابع عظیمی از آب های شیرین در عمق بیش از 400 تا 1000 متری زمین کشف شود. فرض کنیم که ناگهان متوجه شویم در اعماق کویری چون یزد، دریاچه ای پهناور و ذخیره ای بزرگ از آب شیرین داریم. آیا در چنین حالتی نسل کنونی، مالک تمام عیار این منابع محسوب می شود؟ آیا نسل فعلی که در طی هشتاد سال آب و خاک و هوای کشور را آلوده ساخته و با تمام توان و ظرفیت از منابع و معادن بهره برداری کرده است، باید منابع احتمالی جدید را نیز از آن خود بداند؟ آیا نسل فعلی مالک تمامی و مخازن ایران است؟ سهم آیندگان از این ذخیره ارزشمند چیست؟ میراث طبیعی ما برای فرزندانمان جز منابع خالی از آب و خاک و هوایی آلوده چه خواهد بود؟
اینها سؤالاتی حیاتی و راهبردی است که در درجه اول نخبگان و مدیران و در مرتبه بعد باید آحاد ایرانیان از خود پرسیده و نسبت بدان حساس باشند. به همین دلیل امروزه ادبیات "توسعه پایدار" (که مشخصه اصلی آن توجه به جوانب زیست محیطی در مسیر توسعه اقتصادی می باشد) در جهان به شدت مورد توجه قرار گرفته و بارگذاری نامتناسب و بهره برداری ظالمانه از طبیعت به عنوان عاملی خطر آفرین و حتی ویرانگر در میان مدت و بلند مدت شناخته می شود.
باید امیدوار بود مدیران کلان و سیاست گذاران کشور ضمن درس آموزی از تجارب گذشته در مدیریت منابع آبی، زمینه های آن را فراهم آورند تا خبرگان و کارشناسان حوزه آب، منابع آب های ژرف را به دور از هر نوع شتابزدگی و با جامعیت لازم و از جهات گوناگون مورد بررسی قرار داده و با تدبیر لازم و تأمل کافی و نه بر اساس حدس و هیجان، در این باره سیاست گزاری و برنامه ریزی نمایند.



نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار