مدیر مسئول روزنامه جمهوری اسلامی:
مدیر مسئول روزنامه جمهوری اسلامی گفت: مستند «هاشمی زنده است» را افراد مغرض ساختند؛ این قبیل اقدامات منفی علیه آقای هاشمی در طول بیست سال آخر عمر وی بسیار زیاد صورت گرفت.
کد خبر: ۸۱۲۹۶۷
تاریخ انتشار: ۲۱ دی ۱۳۹۸ - ۰۸:۵۸ 11 January 2020

متن کامل مصاحبه «حجت‌الاسلام مسیح مهاجری»، مدیر مسئول روزنامه جمهوری اسلامی، با خبرگزاری برنا به شرح زیر است:

آیت الله هاشمی بیشترین عدد را در معرض، رای مردم قرار گرفتن دارد

*مرحوم هاشمی رفسنجانی در اکثر انتخابات جمهوری اسلامی اعم از ریاست جمهوری، مجلس خبرگان و مجلس شورای اسلامی شرکت می‌کردند، به نظر شما این روحیه ایشان ناشی از چه بود؟

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به حق مردم اعتقاد داشت و از جمله کسانی بود که معتقد به حق انتخاب مردم در تعیین حکمران بود. در واقع برخی خود را ذی‌حق و مردم را هیچ‌کاره می‌دانند اما ایشان معتقد بود باید مردم بپذیرند و قبول داشته باشند به همین دلیل همیشه خود را در معرض رای مردم می‌گذاشت.
آیت‌الله هاشمی رفسنجانی هم به دلیل سوابق مبارزاتی و هم به دلیل بی‌نیازی به مادیات و مقام به خود اعتماد داشت و مدام خود را در معرض رای مردم می‌گذاشت که اگر مردم خواستند، باشد و اگر نخواستند، کنار باشد لذا به اینکه حتما در یک سِمتی باشد، اهمیت نمی‌داد. بر همین اساس هیچ‌وقت بدون نظر و رای مردم در هیچ‌کاری حضور نداشت. در هر سمتی از قبیل ریاست جمهوری، ریاست مجلس و عضویت در مجلس خبرگان رهبری، به دنبال این بود که نظر مردم را داشته باشد. در نظام جمهوری اسلامی کسی که بیشترین عدد در معرض رای قرار گرفتن را دارد، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی است.

مرحوم هاشمی بنای درگیری و دعوا در مجلس ششم نداشت/ در مجلس ششم تقلب شد

*ایشان گاهی به نتایج انتخابات معترض می‌شد؛ به عنوان مثال در انتخابات ریاست جمهوری سال 84 که رقیب محمود احمدی‌نژاد بود و یا در مجلس ششم که در تهران نفر سی‌ام شد و در نهایت نسبت به انتخابات پرسروصدای سال 88، این اعتراضات نسبت به نتایج انتخابات بر چه اساسی صورت می‌گرفت؟

ایشان همان زمان به چرایی این قضیه پاسخ داد. آیت‌الله هاشمی رفسنجانی معتقد بود به شکل‌های مختلف تقلب صورت گرفته است. یکی از شکل‌های تقلب این است که در رای دست برده باشند و شکل دیگر این است که اقداماتی از قبیل تطمیع، تحریک، تبلیغات سوء علیه یک نفر و غیره در جهت دادن به دیدگاه و رای مردم انجام دهند. این اقدامات در سال 84 و مجلس ششم به وفور صورت گرفت. نکته مهم این است که آیت‌الله هاشمی رفسنجانی حرف خود را می‌زد، کما اینکه در سال 84 این کار را کرد و اعلام کرد این انتخابات را قبول ندارم اما به خاطر مصالح نظام و اینکه در اینجا کسی نیست به این مسئله رسیدگی کند موضوع را به خدا واگذار می‌کنم، صرف نظر می‌کنم و کنار می‌روم. بعد از کناره‌گیری بیانیه‌ای داد که باید به این صورت تحلیل شود حضور و شرکت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در انتخابات به این دلیل بود که خود را در معرض رای مردم بگذارد و برای قدرت نبود چراکه ایشان شیفته خدمت بود. بنابراین وقتی چنین موانعی را دید که اجازه نمی‌دهند خدمت کند خود را معاف دید و با این تلقی که رفع تکلیف شده است، کنار رفت. در مجلس ششم هم نظیر این اتفاق افتاد. در این مجلس بعد از اعتراض آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، دستور بازشماری داده شد، بر همین اساس یک سوم صندوق‌ها را که بازشماری کردند در نتیجه ایشان از نفر سی‌ام به بیستم رسید همین که روشن شد تقلبی صورت گرفته و آراء جا به جا شده است با آنکه آقای هاشمی می‌توانست به مجلس ششم برود اما گفت لزومی ندارد بیشتر از این رای‌ها بازشماری شود. لذا به مجلس ششم نرفت و با صدور بیانیه‌ای کنار کشید. در آن زمان قبل از اینکه بیانیه را بدهند با ایشان صحبت کردم؛ احساس آیت‌الله هاشمی رفسنجانی این بود کسانی ‌که در آن زمان هم در قدرت بودند و می‌خواستند مجلس ششم را در قبضه خود داشته باشند از اول انتخابات مجلس ششم بنا را بر این گذاشته بودند که با ایشان رفتار خاصی صورت بگیرد. آقای هاشمی بنای درگیری و دعوا نداشت و با وجود اینکه می‌توانست بماند و در مجلس قدرتمند باشد اما کنار رفت تا به شکل دیگری خدمت کند و از این قبیل دعواها دور باشد.

گفتگوی+اختصاصی+خبرگزاری+برنا+با+«+مسیح+مهاجری+»

اصلاح طلبان به اشتباه خود پی بردند و به سمت مرحوم هاشمی برگشتند

*چه اتفاقی افتاد که آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با گذشت زمان به همان جناح نزدیک شد؟

 اصلاح‌طلبان زمانی که قدرت را در دست داشتند به دلیل تشنگی قدرت یک اشتباه بزرگ تاریخی کردند. آنها فکر می‌کردند افرادی مانند هاشمی رفسنجانی را باید حذف کنند تا بهتر بتوانند سوار اسب قدرت شوند. اما این اشتباه بود چراکه فکر نکرده بودند ایشان نفوذ زیادی میان مردم دارد و به خوبی می‌تواند به هرکسی که بخواهد کاری برای مردم در کشور انجام دهد، کمک کند. البته افرادی که این رفتار را با آقای هاشمی کردند دنبال خدمت به مردم و کشور نبودند بلکه به دنبال خدمت به خودشان بودند. لذا همین اشتباه منجر به ایجاد فاصله شد و آن برگشتی که اشاره کردید به این دلیل نبود که آیت‌الله هاشمی رفسنجانی برگشته باشد بلکه اصلاح‌طلبان پی بردند، اشتباه بزرگی کردند و خود را به آقای هاشمی نزدیک کردند.

امام (ره) به آیت الله هاشمی خیلی علاقمند بود

*نفوذ سیاسی یکی از توانایی‌های مرحوم آیت‌الله بود و همواره تحلیل‌گران می‌گویند نفوذ ایشان به قدری بوده که می‌توانست میان آقایان ناطق‌نوری، خاتمی، روحانی و در مجموع بین دو جریان اصلاح‌طلب و اصول‌گرا ارتباط و تعامل ایجاد کنند، این توانایی را مرحوم آیت‌الله چگونه به‌دست آورده بود؟

آقای هاشمی رفسنجانی سابقه مبارزاتی قوی داشت. به این ترتیب که نیمی از عمر خود را درحال مبارزه بود. هم نوع مبارزه و هم شکنجه‌هایی که شده بود در بالاترین سطح قرار داشت. دوم اینکه به دلیل صداقت، هوشمندی، اخلاص و خدماتی زیادی که به انقلاب و نظام کرده بود، امام (ره) به ایشان خیلی علاقمند بود. در سال 58 که آقای هاشمی ترور شد امام(ره) بیانیه‌ای با تعبیراتی نظیر هاشمی زنده است تا نهضت زنده است، صادر کرد که در مورد هیچ‌کس آن تعبیرات را به کار نبرده بود، همچنین در این بیانیه هاشمی، مدرس زمان تلقی شد. امام (ره) همیشه علاقه خود را به ایشان نشان می‌داد. حتی زمانی که آقای هاشمی به عنوان ماموریت از طرف امام به جبهه می‌رفتند و همین‌طور زمانی که جانشین فرمانده کل قوا بودند امام (ره) دستور می‌داد برای سلامتی ایشان گوسفند قربانی کنند. این موارد در میان مردم مطرح شده بود و همگی خبر داشتند. موضع‌گیری‌های آقای هاشمی و سابقه مدیریت‌شان در مجلس شورای اسلامی و در دوران ریاست جمهوری نشان داد فرد قوی، خالص و خدوم است. لذا همه این موارد باعث شده بود خیلی مردم به ایشان علاقمند شوند و این نفوذ و قدرت باعث شده بود ایشان بتواند در خیلی از موارد با همه مشکلات مقابله کند.

آیت الله هاشمی نمی‌خواست جنگ بیهوده ادامه داشته باشد

*در دهه 60 کشور بحران‌های زیادی داشت که یکی از آنها جنگ بود، نقش مرحوم آیت‌الله در کاهش بحران‌ها را چگونه ارزیابی می‌کنید و مشخصا آیا ایشان با ادامه جنگ موافق بودند؟ برخی می‌گویند شعار ایشان جنگ جنگ تا یک پیروزی بوده و از این جهت به مرحوم هاشمی انتقاد می‌کنند ایشان معتقد بود یک پیروزی بزرگ بدست بیاورند و سپس از طریق مذاکرات، جنگ را مدیریت کنند. نظر شما چیست؟

در بسیاری از جلسات شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی این مسائل مطرح می‌شد و آقای هاشمی همیشه نظر متعادلی می‌داد. درست است که ایشان معتقد بود حتما باید یک پیروزی به‌دست بیاوریم. منتهی نه به این معنی که پیروزی‌ها را مدام تکرار کنیم بلکه می‌گفت وقتی یک پیروزی به‌دست می‌آوریم آن پیروزی دست بالای ما می‌شود و از آنجا می‌توانیم مذاکرات سیاسی را انجام دهیم و به اهداف‌مان در جنگ برسیم. لذا این صحبت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی معقول و منطقی بود. ایشان نمی‌خواست جنگ بیهوده ادامه یابد و مردم بی‌جهت کشته شوند. از طرفی نمی‌خواست دو کشور مسلمان و همسایه در اثر جنگ منابع‌شان از بین برود چرا که همه اینها به نفع دشمنان مشترک بود. او انسان باتدبیری بود و به دنبال این بود که بدون اینکه چیزی را از دست بدهیم و حتی یک سانتیمتر از خاک ایران در اشغال باشد جنگ را به پایان ببریم. چنین صحبت‌هایی که گفته می‌شود وی به دنبال این بود با یک پیروزی بتواند مذاکره کند تا بتوانیم به نتیجه برسیم همگی مواردی هستند که ایشان همیشه مطرح می‌کرد و به دنبال آن بود اما تصمیم‌گیرنده نهایی در مورد جنگ ایشان نبود بلکه ایشان یکی از افرادی بود که می‌توانست تأثیرگذار باشد. در نهایت کسی که توانست مسئولین و امام(ره) را برای پایان جنگ قانع کند، آقای هاشمی بود و تعبیر هم مرد جنگ بود هم مرد صلح، در مورد ایشان کاملاً درست است.

خطبه های مرحوم هاشمی به مردم آرامش می داد

*در مجموع در دوران جنگ مرحوم آیت‌الله چه اقداماتی برای تقویت نیروهای مسلح انجام داد؟

در دوران جنگ آیت‌الله هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس بود و در آن زمان هنوز قانون جدید نداشتیم و همه قوانین مربوط به گذشته بود. لذا مجلس درصدد تدوین قوانین جدیدی بود که با قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی منطبق باشد. از جمله مواردی که باید انجام می‌شد تدوین قوانین مربوط به دفاع مقدس، کار، مسائل اقتصادی، رسیدگی به مرحومین و فقرزدایی بود که در تدوین و تصویب همه این قوانین آقای هاشمی نقش پررنگی داشت. ایشان با امام(ره) رابطه خیلی نزدیکی داشت. امام، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی را قبول داشت و مورد اعتماد امام بودند. ایشان در بسیاری از موارد برای حل مشکلات به امام(ره) مشورت می‌دادند. به عنوان نمونه نخست‌وزیر آن زمان، مهندس میرحسین موسوی، گفت: پیشنهاد دادیم به ارزش یک ریال قیمت نان را افزایش دهیم اما با امام صحبت کردیم و قبول نکرد. لذا تا پایان جنگ قیمت‌ها تثبیت ماند و از این نظر مشکلی برای مردم به وجود نیامد. همه اینها مواردی بودند که نشان‌دهنده نقش آقای هاشمی در جلوگیری از بروز مشکلات در بخش اقتصادی هستند، مشکلاتی که می‌توانست مانع ادامه دفاع مقدس شود. علاوه بر همه این موارد نفوذ شخصی ایشان هم در میان حوزویان، شخصیت‌های سیاسی و توده مردم باعث می‌شد نفوذ کلان داشته باشد. خطبه‌های نماز جمعه آقای هاشمی در دوران دفاع مقدس بسیار تأثیرگذار بود و به نحوی خطبه می‌خواند که آرامش روانی بسیار بالایی را به مردم می‌داد. حتی مرحوم شهریار در مورد شیوه خطبه خواندن آیت‌الله هاشمی رفسنجانی شعر سروده است. آقای هاشمی با نفوذی که داشت می‌توانست جلوی بسیاری از بحران‌ها را بگیرد و مشکلات را حل کند.

آیت‌الله هاشمی کشور را از نظر بازسازی بعد از جنگ، روی ریل قرار داد

*در مستند هاشمی زنده است قطاری دیده می‌شود که به نوعی سمبلی از اقدامات زیربنایی و اقتصادی مرحوم آیت‌الله قلمداد می‌شود و مکررا تأکید می‌شود این قطار بی‌هدف در حرکت است، ارزیابی شما از این قضیه چیست؟

این مستند را افراد مغرض ساختند. این قبیل اقدامات منفی علیه آقای هاشمی در طول بیست سال آخر عمر وی بسیار زیاد صورت گرفت. البته افراد در بیان دیدگاه خود نسبت به سایرین آزاد هستند اما نه دیدگاه غرض‌آلود بلکه دیدگاه انتقادی. این اقدام انتقادی نیست بلکه اعمال غرض است. آنچه واقعیت دارد این است که امام (ره) در دوران سازندگی و اواخر عمر خود به هاشمی پیشنهاد بالاتری داده بود که ایشان به امام گفت اگر اجازه بدهید خودم را برای ریاست جمهوری کاندیدا کنم، اگر مردم رای دادند و رئیس‌جمهور شدم کشور را که در اثر جنگ دچار خرابی‌های زیادی شده است، بسازم. امام این را پذیرفت و قرار شد آقای هاشمی در انتخابات ثبت‌نام کند. البته این اتفاق به بعد از رحلت امام مربوط می‌شود چراکه امام قبل از اینکه ریاست جمهوری قبلی به اتمام برسد از دنیا رفت. آقای هاشمی به حرفی که زده بود عمل کرد و کاندیدای ریاست جمهوری شد و در دوران ریاست جمهوری تلاش کرد کشور را بسازد و از حالت ویرانی بعد از جنگ خارج کند. در آن زمان از نظر آب، برق و در مجموع از نظر معیشتی مشکلات زیادی داشتیم. کشور از نظر زیرساخت ویران بود و چیزی نداشت چراکه صدام همه پالایشگاه‌ها، راه‌ها، پل‌ها و خیلی از موارد را زده بود. آقای هاشمی در طول 8 سال ریاست جمهوری توانست زیرساخت کشور را درست کند لذا زمانی که دوران ریاست جمهوری ایشان به پایان رسید این مشکلات در کشور وجود نداشت و این اقدام بسیار بزرگی بود که توانست انجام دهد. البته ایشان در کار اقتصادی مقداری تندروی کرد، در این زمینه خودم از منتقدین ایشان بودم و برای ایشان نوشتم نیت شما این است که تا خودتان در ریاست جمهوری هستید کشور را بسازید و برای بعد از شما کاری باقی نماند اما باعث می‌شود مردم تحت فشار قرار بگیرند چراکه برنامه اقتصادی ایشان فشار اقتصادی هم داشت. آقای هاشمی متوجه این قضیه بود اما به دلیل اینکه می‌خواست هر چه زودتر کشور ساخته شود و به اینکه بعد از خودش همین هدف دنبال شود یا نه، اعتماد نداشت، برای این کار تلاش کرد و موفق شد. البته که این مسئله ضایعاتی از قبیل فشار بر مردم را به همراه داشت اما موفق شد زیرساخت‌ها را به درستی بسازد و کشور را از نظر بازسازی بعد از جنگ، روی ریل قرار دهد.

خزانه کشور در دوران مرحوم هاشمی خالی بود

*به مدیریت اقتصادی ایشان در زمان جنگ اشاره کردید، چه اتفاقی در اواخر ریاست جمهوری مرحوم باعث آشفتگی اقتصادی شد؟

وقتی بنا باشد بازسازی صورت بگیرد و مخارج و هزینه‌های زیادی برای ساختن کشور صرف بشود به‌طور طبیعی عوارضی هم دارد. در آن زمان واقعا جیب کشور خالی بود و خزانه موجودی نداشت که یکی از دلایل پایان یافتن جنگ هم همین بود چراکه با این شرایط اقتصادی امکان ادامه جنگ وجود نداشت. واقعا پولی نمانده بود که با آن بتوانند جنگ را اداره کنند. نمی‌خواهم بگویم به اقدامات اقتصادی آقای هاشمی نقدی وارد نیست اما وقتی دست همه خالی بود، آقای هاشمی بازسازی کشور را به عنوان مشکل‌ترین کار در زمان بعد از جنگ، به عهده گرفت. در آن زمان مشکلات اقتصادی زیادی داشتیم و قیمت نفت هم پائین بود. لذا به دلیل تندروی در حل مسائل و بازسازی به مردم فشار آمد و مشکلات اقتصادی مطرح شده هم به همین دلیل به وجود آمد.

 احمدی نژاد کشور را شخم زد

*سال 92 مرحوم آیت‌الله در انتخابات ثبت‌نام کرد که رد صلاحیت شدند اما سال 94 برای مجلس خبرگان انتخاب شد، به نظر شما کنار گذاشتن هاشمی چه ضربه‌ای به کشور وارد کرد؟

در اینجا دو بحث مطرح است؛ یکی اینکه چرا ایشان را از آمدن به دایره انتخابات ریاست جمهوری و قرار گرفتن در معرض رای مردم محروم کردند؟ بحث دیگر این است که به‌هرحال آقای هاشمی نتوانست به صحنه بیاید و مسئولیت را بپذیرد و با نیامدن ایشان چه مشکلاتی برای کشور به وجود آمد؟ ابتدا در مورد بحث دوم به جهت اهمیتی که دارد، صحبت می‌کنم. آیت‌الله هاشمی رفسنجانی شخصیت بزرگی بود. توصیه بزرگان این است که همیشه اداره کشور را به دست بزرگان بسپارید و هیچ وقت اصول را قربانی فروع نکنید، به حاشیه نروید، اجازه ندهید بزرگان کنار باشند و افراد کوچک امور را در دست بگیرند. امیرالمؤمنین (ع) در حدیثی می‌گوید: «هیچ‌وقت اصل را کنار نگذارید و سراغ فرع نروید، بزرگان را کنار نگذارید و افراد کوچک را سرکار نیاورید.» که اگر خلاف این عمل بکنید حکومت و مدیریت از بین می‌رود. بنابراین معتقدم با کنار گذاشتن آقای هاشمی و استفاده نکردن از وجود ایشان، خلاف این فرمایش امیرالمؤمنین (ع) عمل کردیم و کشور را از یک انسان مدیر، مدبر، دلسوز که مرد بحران‌ها بود، محروم کردیم. نتیجه این شد که افراد کوچکی سرکار آمدند و 8 سال رئیس جمهوری در این کشور داشتیم که در قد و قواره ریاست جمهوری نبود، کل نظام را شخم زد و همه چیز را از بین برد. یک‌سال بعد از ریاست جمهوری روحانی، در دور اول، حدوداً سال 93 آقای روحانی به من گفت «قبل از اینکه رئیس‌جمهور شوم نمی‌دانست